سيد علاء الدين محمد گلستانه

192

منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)

و دو حديث مخصوص به حرمت غنا ، در قرآنْ آن همه معارضات داشته باشد و مخالف قرآن و اجماع بوده باشد ، بنا بر ظاهرش ، چنانچه تجويزكنندگان غنا فهيمده‌اند ، عملْ جايز نخواهد بود . پس چاره به غيرِ طرح يا تأويل در چنين حديثى نخواهد بود . ديگر از جمله احاديثى كه به آن مستند مىشوند در اباحت غنا ، آن است كه كلينى رحمه الله از حضرت ابى الحسن عليه السلام روايت كرده كه فرمود : على بن الحسين عليهما السلام قرآن مىخواند و بسيار بود كه كسى از پيش آن حضرت مىگذشت و از خوبىِ آواز او ، بيهوش مىشد و اگر امام از حُسن صوت خود ، قدرى ظاهر سازد ، مردم ، تاب آن نمىآرند . راوى مىگويد كه من گفتم كه : حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله آيا نماز با مردمان نمىكرد و آواز خود را به قرآن ، بلند نمىساخت ؟ فرمود كه : حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله از اخلاق خود ، به قدرى بر دوش مردم مىگذاشت كه طاقت آن ، داشته باشند . « 1 » و بعضى ، لفظ حديث را شايد به وجهى ديگر فهمند ؛ امّا آنچه مذكور شد ، ظاهرتر است . و كلينى رحمه الله از حضرت امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده كه حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله فرموده : هر چيز ، زيورى دارد و زيور قرآن ، آوازِ خوب است . « 2 » و از آن حضرت ، روايت كرده كه فرمود : حضرت على بن الحسين عليهما السلام آوازش بهترينِ آوازها بود در قرائت قرآن ، و سقّايان كه مىگذشتند ، بر درِ خانه آن حضرت مىايستادند و قرائت او را گوش مىكردند . و حضرت امام محمّد باقر عليه السلام خوش‌آوازترينِ مردم بود . « 3 » و اين سه حديث - چنانچه ظاهر است - ، مخصوص قرائت قرآن است و دلالتِ صريح بر غنا ندارد ؛ زيرا كه خوبىِ آواز ، چنانچه از راه ترجيع مىباشد ، از راه جوهر آواز و نسق خاص در قرائت مىباشد ، و بسيار است كه آواز خوب بىترجيع كه قرآن خوانند ، بسيار خوش‌تر مىآيد از آوازهاى مشتمل بر ترجيع . و بُعدى ندارد كه حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله و حضرات ائمّهء معصومين عليهم السلام توانند قرآن را از راه اعجاز ، به نحوى قرائت مىكرده‌اند كه با آن كه بر ترجيع نباشد ، بسيار خوش آيد ، بلكه كسى تابِ شنيدن نداشته باشد . و بر تقديرى كه اين وجه بعيد باشد از براى دفع تناقض و رفع تعارض ميانهء اخبار ، بر اين وجه حمل مىبايد كرد ؛ زيرا كه احاديث سابقه ، موافق قرآن و موافق اجماع و مخالف تقيّه ، و اكثر و اقوى ، مِن حيث السند است و اين احاديث ، با عدم صراحت ، مخصّص آنها نمىتواند بود . و بر

--> ( 1 ) . الكافى ، ج 2 ، ص 615 ، ح 4 . ( 2 ) . همان ، ح 8 . ( 3 ) . همان ، ص 616 ، ح 11 .